بســــم الله الرحمــــن الرحیـــــم.
کـــــــربلا....
رهــــــبـــــــرم.
سلام...
میخوام دوست داشته باشم...
میخوام ازین خنثی بودن در بیام....
ان شاء الله خداوند قبول کنه ازم...
ان شاء الله مسیر درست رو انتخاب کرده باشم....
نمیدونم چرا ...اما تا ب الان...شاید خنثی بودین برام...
زنگ زده بودم09640...گفتم اگه دوسش داشته باشم...اگه عوض شه چی؟!..اگه طرف داریشو کنم...اگه...اگه...بعدش عوض شه چی؟...
آخه ایشون مث اماما نمیمونن که...من میدونم امامام....پاکانم...معصومن...اما ایشون چی؟...میدونم ک الان گناه نمیکنن...یا......اما بعدا خدای نکرده...؟
جواب دادن...
حرف دلمو زدن...
مهم اینه که تو داری برا الان که خوبه ...طرف داریشو میکنی...
مهم اینه که الان خوبه...تو خوب بودنش دوسش داری....
راست میگن....
من باید شما رو قبل تر از این ها دوست میداشتم....
خدارو شکر....بابت نعمت بزرگی چون شما...
اینکه الان موشک نمیندازن دم درمون...
اینکه ...با همین وضع جامعه...من و امثال من ی تیکه نون خشک میتونیم گیر بیاریم...که نمیریم...
اینکه...ی خونه ای هست ک بتونیم شبا توش بخوابیم...
شاید خیلی ها اینو نعمت ندونن...
ولی من ممنونم....شرمنده ام....
مگه من چیکار کردم؟...
چ کار مفیدی کردم ک مستحق این همه خوبی هستم؟...!...
دلم میخواد دوست داشته باشم...
بذا هرچی میخوان بگن, بگن...خونه ی میلیاردی داریو...بچهات فلانن...خودتم بساری...!
خدا پشتته...
باور کن...اگه خودشون بودن بدتر ازین میکردن...بخدا قسم حتی اگه خود منم باشم جات شاید...
هرچند...میدونم بهتون تهمت میزنن...
ببینید؟...
میخوام دوستتون داشته باشم...
میخوام که با تموم وجودم از این نعمت بزرگی که خدا بهمون عطا کرده...طرفداری کنم...
میخوام خوشحالتون کنم...
بیخیال حرف بعضیا...
خدا میبینه...
چقدر سخته...چقدر زحمت میخواد...نه کربلا میتونین برید...نه...
وااای....
چقدر از آرزوهاتون تو دلتونه؟....
میگن رهبریو...کلاس و ...پول داریو...فلان؟...
نه جونم...من درکتون میکنم....بخدا خیلی سخته....
ان شاء الله صاحب الزمان عج پشت شما باشه...
خدای من؟
ان شاء الله رهبر عزیزمو با ابا عبد الله الحســـیـــــن ع محشور کنین...با پاکان عالم....
راستی؟
رهبر عزیزم؟...
میخوام برم ان شاء الله پیاده روی کربلا...پنجم آبان حرکتمه...
میدونم تو دلتون چیه...
میدونم...
نیتم ...ثوابم برا آقامه...آقا صاحب الزمان عج...
ان شاء الله...
ان شاء الله ...خدام قبول میکنه...
برا شما......برا بابام....برا شوهر عمم که تازگیا ازدستش دادم...برا تموم آرزو مندان...
برا دوست دهه پنجاهیم که پارسال ب نیتم قدم برداشت...برا تموم رفتگان...عمه و دایی خاله و عمو اینا...
برا همه شمایی که تح دلتون کربلاییه...چ کربلا رفتین...چ مث بابام و شوهرعمم آرزوی کربلا رو ب گور بردن...برا همه تون ان شاء الله قدم در ره عشـــــق میذارم...
ان شاء الله بتونم بنده ی خوب خدا باشم..ان شاء الله بتونم دل مخلوقای خدارو با اعمالم شاد کنم...
یعنی میشه ب آرزوی قلبیم برسم؟...
یعنی میشه؟..ان شاء الله صاحب الزمان عج رو ببینمو...ان شاء الله در راه حق شهــــــیــــد شم؟...
خــــــدایـــــــا؟....
میدونم که منو ان شاء الله ب آرزوم ان شاء الله میرسونیم....
خدایم؟...ببخشید....
ممنونم بابت همه چی...
ممنونم که درکم کردین و کربلا رو روزیم دادین...خیلی محتاجش بودم خدا...ممنونم...ممنوووونم...
اللهم صل علی محمد وآل محمد...
اللهم کل الولیک الفرج...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم مهر ۱۳۹۶ساعت 13:43  توسط مرضیه بنده خدا:) |
برچسب:
نویسنده: پرهام کریمی